نشسته بود، زدم روی شونش گفتم تنهاییبدنگذره ؟!نباش تنها، یهو دیدی شصت سالت شده هنوز نشستی اینجاهاخیلی زود میگذره، نمی فهمی اصلا...زمانو میگم که عمرمون قاطیش شده...گفت: حرفای بزرگونه میزنی بچه،تنهایی دو
برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 18:12